با سلام خدمت دوستان گرامی
کلاس مجازی خوشنویسی بنده در سایت استاد گرانقدر مجید اخشابی برگزار خواهد شد
اینم لینکش :
http://www.majidakhshabi.com/forum-39.html
لطفا نظرات سازنده تان را ارسال فرمائید .
|
استاد غلامحسین امیرخانی معتقد است: خوشنویسی سنتی و کلاسیک یکی از ستون های فرهنگ و هنر ایران را تشکیل می دهد و هر نوآوری اگر در تناسب و سنخیت با آن نباشد، رشد نخواهد کرد. استاد امیرخانی درباره خوشنویسی مدرن و لزوم پرداختن به آن نیز معتقد است: خوشنویسی سنتی و کلاسیک همانند یک درخت تنومند است که ریشه های آن در عمق استوار است. اگر شیوه های نو و مدرن در هنر خوشنویسی، در سنخیت با اصول خوشنویسی نباشد، رفته رفته از بین خواهد رفت. نوآوری ارزشمند است اما اگر شیوه های نو از توانایی لازم برخوردار نباشد و در سنخیت با اصول خوشنویسی نباشد، رفته رفته از بین خواهد رفت. |
من با این وبلاگ در کلاس مجازی شرکت میکنم
خط شکسته نستعلیق از جدیدترین خطوط خوشنویسی اسلامی و سومین گونه از خوشنویسی ایرانی است که در اوایل سده یازدهم هجری قمری ابداع شد. چون بیشتر شکلهای آن از شکستن و رها کردن خط نستعلیق گرفته شده بود به نام شکستهٔ نستعلیق شهرت یافت. این خط را میتوان ایرانیترین خط از میان خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی دانست.

خط شکسته نستعلیق از طرفی حاوی جزئیاتی از خط تعلیق است که در تندنویسی به کار کاتب میآید. در واقع خط شکسته پلی است میان روانی و تند نویسی تعلیق و ظرافت و زیبایی نستعلیق.
پیدایش و سیر تحول
در اواسط قرن هشتم هجری خوشنویسی ایرانی قدم در یکی از عالیترین دورههای خود گذاشت و سه قلم از خطوط ایرانی-اسلامی یعنی «تعلیق»، «نستعلیق» و «شکسته نستعلیق» بر جریدهٔ ایام جلوهگر شدند. خطوطی که اگر چه الفبای آن برگرفته از الفبای عربی است، اما آثار آن را باید از ابداعات خاص ایرانیان دانست.
قرن هشتم و نهم هجری در هرات از بهترین دورههای رشد خوشنویسی به شمار میآید و این هنر بزرگ پارسی در تمام مجامع و موسسات علمی مورد توجه بوده، شاهان و شاهزادگان به آن نظر ویژهای داشتهاند تا آنجه که خط نویسان و خط شناسان بسیاری را در دربار خویش جلب کرده و آنان را ترغیب و تشویق شایسته مینمودند. چنانچه در احوال بعضی از هنرمندان آمده حتی جایزههای بسیار بزرگ و با ارزش را برای هنرمندان منظور میکردند و از علاقه مندی آنان بدین هنر این بس که تعدادی از شاهان و بزرگان خود از خوشنویسان صاحب نام بودهاند. آثار بجا مانده از آنان خود دلیل و مدرک بارزی بر این مدعا است. در چنین بستری حط شکسته نستعلیق پا به عرصه وجود گذاشت.
عدهای «مرتضی قلی خان شاملو» حاکم هرات و برخی دیگر « محمد شفیع هروی» معروف به «شفیعا» را ابداع کنندهٔ این خط دانستهاند. مرحوم عبدالمحمد خان ایران صاحب کتاب (پیدایش خط و خطاطان) عقیده دارد که که شکسته نستعلیق در زمان صفویه به وجود آمد و «مرتضی قلی خان شاملو» آن را از نستعلیق رویاند. همچنین اذهان میدارد که میرزا شفیعا هراتی (یا همان محمد شفیع هروی) از خوشنویسان این قلم که منشی مرتضی قلی خان بودهاست آن را تکمیل نمودهاست. در نیمهٔ دوم سده دوازدهم «درویش عبدالمجید طالقانی» شکستهٔ نستعلیق را به اوج تکامل رسانید. او اهل طالقان قزوین بود، درجوانی به اصفهان رفت و بسیار زود در سن ۳۵ سالگی چشم از جهان بست
شیوه شکسته نویسی از زمانی که در نیمه دوم قرن ۱۲ درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند و آن را قانونمند نمود، و تا به امروز همان مکتب و شیوه قابلیت خود را حفظ کردهاست.
بعد از درویش عبدالمجید طالقانی از شکسته نویسان مهم دوره قاجار میتوان از میرزا حسن اصفهانی , محمد رضا اصفهانی , میرزا کوچک اصفهانی , محمد علی شیرازی و نهایتاً سید علی اکبر گلستانه را نام برد که پل ارتباطی بود بین نسل گذشته با دوران معاصر. میرزا غلام رضا شکسته را بسیار نزدیک به درویش مینوشت و از سید گلستانه آثار درخور توجهی در خط شکسته نستعلیق باقی ماندهاست.
در سال ۱۳۱۹ پس از وفات سید گلستانه، رکود طولانی و عظیمی در پیشرفت این خط رخ داد و این رکود تا سال ۱۳۵۰ شمسی ادامه یافت و تا آن سال اغلب خوشنویسان با یک دیدگاه سلیقهای و غیر اصولی به این خط میپرداختند. در سال ۱۳۵۰ دوباره حرکت عظیمی در این امر انجام گرفت و خوشنویسان با تهیه عکسها و فتوکپیهایی که در دسترس بود، این خط زیبا را به جریان انداختند. اساتید یدالله کابلی خوانساری، محمدحسین عطارچیان و رضا مشعشعی در این میان نقش مهمی را ایفا کردند.
یدالله کابلی خوانساری بیش از یک دهه از سال ۱۳۵۰، به تنهایی به آموزش خط شکستهنستعلیق در انجمن خوشنویسان ایران پرداختهاست
ویژگیها
خط شکسته در بدو پیدایش عمدتاً به دلیل سرعت در نوشتن پدیدار گشت و با رها شدن قوسها و سایش دندانهها و اتصالات حروف و کلمات در خط نستعلیق بوجود آمد.این رهایی و روان شدن تا جایی رسید که پیوستگیهای بی شماری را به دنبال داشت که همین امر موجب دشوار شدن خواندن آن شد.
ترکیب بندی و طراحی صفحه در خط شکسته از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که خط شکسته به دلیل پیچشهای بسیار در کلمه وسط، کلیات ترکیب آن نیز از فرم خاصی تبعیت میکند. قدما در ترکیب بندی از اقلام ریز و غالباً از یک قلم استفاده میکردند ولی شکسته نویسان امروزی ترکیبی از اقلام مختلف از غبار تا جلی و شش دانگ را در یک صفحه ترکیب میکنند. در این شیوه هر قطعهای فرم و فضاو ترکیبی خاص خود را پیدا میکند و شاید عمده ترین تحولی که در خط امروز و در صفحه آرایی خط شکسته پدید آمده، همین تنوع و تازگی است.
به ياري خداوند سبحان جشنواره خوشنويسي غرب استان گلستان در روز ۲۵ آذرماه ۸۶ در شهرستان بندرگز با حضور هنرمندان شهرستانهاي غرب استان برگزار ميگردد .
اين جشنواره در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي با موضوعات :
سيره نبوي ، اتحاد ملي و انسجام اسلامي و آزاد در رشته هاي نستعليق ، شكسته نستعليق ، نسخ و ثلث ، نقاشيخط ، تذهيب و مقاله برگزار ميگردد .
اختتاميه جشنواره در روز ۲۵ آذرماه ۸۶ ساعت ۳ بعدازظهر در مجتمع فرهنگي و هنري شهرستان بندرگز با حضور اساتيد صاحب نام خوشنويسي كشور
استاد امير احمد فلسفي

و استاد الهه خاتمي

برگزار ميگردد .
| هنر خوشنویسی قدسی و معنوی است | |
| هنر خط به نوعی زیربنای تحولات اجتماعی و آینهدار کلام وحی در نگارش قرآن و به اندازهای ارزشمند است که از آن به عنوان هنری قدسی یاد میشود. | |
یداله کابلی، هنرمند خوشنویس، گفت: "بی تردید زبان هنر که پررمز و رازترین زبان هاست که به نوعی در به تصویر کشیدن احساسات هنرمند نقش دارد. هنر می تواند بی توجه به خط و مرزهای جغرافیایی در به تصویر کشیدن آلام اجتماعی موثر باشد. خوشنویسی نیز در ردیف هنرهایی است که در معنا خلاصه شده و پیشینه ای هزار ساله دارد." با وجود اینکه در روزگار مدرن و پرشتاب مسئله ارتباطات و به خصوص اینترنت دامنگیر وادی هنر نیز شده، اما نمی توان ارزش های هنر خوشنویسی را از یاد برد. به این معنی که هنوز هنرمندانی در این عرصه به فعالیت می پردازند که آثارشان آینه تمام نمای این هنر سنتی است. به ویژه اینکه امروز برخی هنرمندان به نوآوری نیز دست یافته اند." |
هنر عبارت است از طبیعت که انسان بدان اضافه میشود
بیگن
این مطلب رو بخاطر خواهر خوبم آزاده اینجا قرار دادم

آنجا که خط رنگی ندارد
نوشته سمیرا شیرازی
حقّا كه این خط هم عجب اعجوبهای است! امان از این خشكی نی، یك زمانی با صدای پرسوزش گلهی گوسفندان را ردیف میكند و زمانی دیگر در میان انگشتان پرتوان استادی، آهنگ خوش مینوازد و حروف الفبای فارسی را رامِ برخورد خود با سفیدی كاغذ میكند و به رقصی موزون و دلخواه درمیآورد و میآفریند اثری ماندگار و جاودانه را كه با ذوق ایران و ایرانی و ادبیات سرزمین هنرمندان پیوندی ناگسستنی دارد.

بزرگان خفته در خاك در راه بذل ذوقیات خود از هیچ كوششی فروگذار نكردند و در راه اعتلا و ارتقای هنر خط تا جایی حروف را زیر نوازشهای انگشتان خود رام كردند كه پس از گذر ایام آثار شگفتانگیزی در خوشنویسی به یادگار نهادند.
كجای دنیا از كشیدگی حرف الف در ابتدا و انتها، دنیایی میسازد از الهامات درونی و بیننده را به معبود ازل و ابد و هنرمند تمام هنرمندان و خالق آثار شگفت پیوند میزند.
اینقدر مجذوب میشوی كه وقتی با تلنگری به خودت میآیی تازه میفهمی بیاختیار به پهنای صورتت اشك شوق ریختهای. اشكی مشابه اینكه به وصال محبوب رسیدی.
ولی وای به حال روزی كه اثری، آن اثر ماندگاری را درون قلبت حك نكند؛ یا تو آنقدر مكدّری كه اجازهی نفوذ نمیدهی و یا اینكه اهل هنر، پا به خطا رفتهاند و...» نگوییم كه بهتر است گرنه این زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد خلاصه این است كه این چند سال اخیر آنطور كه باید و شاید در ایران به این هنر ذوقی توجهی نمیشود، كجای كار میلنگد نمیدانیم هركسی چیزی میگوید مهم هم نیست فقط امیدوارم آنان كه باید بخوانند، بخوانند و آنان كه باید بشنوند، گوشهایشان را پنبه نگذارند. شاید راهحلّی پیدا شد، بالاخره هیچ مسألهای نیست كه قابل حل نباشد. فقط باید كمی زودتر جنبید كه اگر دیر شود، مثل خیلی دیگر از هنرها این هم از نفس میافتد و میرود پی زوال روزانهاش.

هنر مندان معاصر است كه با پديد آوردن شيوه اي تلفيقي در خط شكسته توانسته است ياري از نياز هاي جامعه هنري امروز را جوابگو باشد . استاد يدالله كابلي متولد 1329 هجري شمسي در خوانسار است كه فعاليت هاي رسمي خوشنويسي خود ار از سال 1347 آغاز نموده است .
خط نستعليق را حدود سه سال در نزد استاد , شادروان سيد حسن مير خاني آموخت. چنانچه كه خود استاد مي گويد در آن زمان جز اندك نسخه هاي خط شكسته نستعليق كه هر از چند گاه در نشريات چاپ مي شد اثري از اين نوع خط يافت نمي شد ليك همان چند عكس بي رمق چنان استاد را به خود مجذوب كرد كه پس از كسب اجازه از استاد خود به سمت احياء اين خط كشيده شد تا اينكه بعدا آموزش اين هنر اصيل در دستور كار انجمن خوشنويسان قرار گرفت.
از اساتيد شكسته نويس ديرين بايد استاد درويش عبد المجيد – خورشيد پرفوغ و بي غروب شكسته نويسي – را نام برد كه بعد از آن ميرزا حسن اصفهاني , محمد رضا اصفهاني , ميرزا كوچك اصفهاني , محمد علي شيرازي و نهايتا سيد گلستانه را نام برد كه پل ارتباطي بود بين نسل گذشته با دوران معاصر. استاد كابلي از جمله نادر هنر منداني است كه نه تنها نسوخ ذوق هنري افراد را در شيوه نگارشرا نفي نمي كند بلكه چنانچه بدعت ها خارج از اصول و قواعد مقبول نباشد يكي از نقاط قوت خط مي داند و همين نگرش باعث شده كه سبك خود استاد , شمايل شكسته نويسي را به سر حد اعلي برساند و همين باعث احياء دوباره خط و گرايش جوانان امروز به اين خط شده است.


در اين فرصت ميخوام يکي از رموز مهم زيبايي خوشنويسي و در نهايت نستعليق رو بيان کنم . اين نوشته بخشي از تحقيقات استاد جواد بختياري ( که در قبل چگونگي ورود اين استاد بزرگ رو به عرصه خوشنويسي بيان کردم ) است که در جستجوي راز و رمز زيبايي خط نستعليق و جلوه هاي غنايي اين هنر موفق به شناخت نسبتهاي طلايي در ساختار هندسي آن گرديده است .

ابتدا مختصري از زندگي پربار استاد و آپار و نمايشگاهها:
متولد: 1335 بروجرد
تحصيلات : فارغ التحصيل رشته الكترونيك از دانشگاه شيراز ونقاشي از دانشكده هنرهاي زيبا تهران
داراي رتبه استادي در خط نستعليق برگزيده جشنواره جهاني خوشنويسي تهران در سال 1376
نمايشگاهها:
موزه هنرهاي معاصر در سال 1363
اسلام آباد در سال 1363
انجمن فرهنگي ايران –آلمان در سال 1364
موزه هنري آنكارا در سال 1367
موزه هنري استانبول در سال 1367
نمايشگاه آبرنگ آتن در سال 1367
مركزفرهنگي يونسكو پاريس در سال 1367
لندن در سال 1368
موزه رضا عباسي در سال 1370
گالري شاجانيان اصفهان در سال 1370
كاخ فرهنگي پكن در سال 1370
موزه هنرهاي زيبا دهلي نو در سال 1371
گالري هرتياژ – كانبرا در سال 1373
گالري شخصي تهران در سال 1374
فورني ودوسپرا ايتاليا در سال 1375
آثار منتشر شده:
طربنامه عشق
سخن عشق
كتيبه
شور مستي
گلستانم آرزوست
سحرشب
راز نگاه
رباعيات خيام
مي ترواد مهتاب
حال که با استادبيشتر آشنا شديم بر ميگرديم به تحقيق استاد و بدست آوردن نسبت طلايي که چنين مي نويسند :
خط نستعليق ترکيبي شگفت انگيز از اجزاي هندسي وحدت يافته ايست که انوار جمالش چشم و دل هر صاحب ذوقي را غرق در روشنايي و گردش دوايرش چون نغمه اي سحر آميز عقل و روح را مسحور خويش نموده و به عالم معنا مي کشاند .
در بخشي ديگر مي نگارد : خوشنويسان ايراني در نهايت چيره دستي و قدرت تخيل فراوان مطابق روحيات و احساسات خويش شيوه بديعي از خوشنويسي را رايج کردند که به مثابه گوهري بر تارک هنرهاي بصري و تجريدي ايران درخشش لايزال دارد .
اين نکته از استاد بسيار مهم و زيباست که :
روحيات و احساسات زيبا شناسانه آنان در انتخاب تناسبات و اجزاء هندسي خط نستعليق بطور غريزي بر اساس تناسبي استوار شده که نويسندگان عصر رنسانس آنرا تناسب ايزدي و در قرن نوزدهم آنرا تقسيم طلائي نام نهادند .
و اين فرمول نسبت طلايي : جذر پنج به اضافه يک تقسيم بر دو مساويست با ۶۱۸/۱
اين بحث بحثي طولاني است که شايد خواندن آن از حوصله دوستان خارج باشد پس به همين مختصر بسنده ميکنم و اگر فرصتي پيش بياد بطور کلي تر به آن مي پردازيم .
راستي چقدر زيباست داشتن هنر و داشتن علم و آگاهي در مورد هنر . استاد بختياري همانطوري که در نوشته چند ماه پيش به عرض دوستان رسيد از رشته نقاشي باديدن خط يکي از بزرگان مجذوب خط نستعليق مي شود و در اين عرصه قدم بر ميدارد و تا جايي که از اساتيد تراز اول اين رشته ميگردد و حال بدست آوردن نسبت طلايي در نستعليق يکي ديگر از افتخارات اين استاد بزرگ مي باشد .
اميد در سايه لطف ايزد متعال زنده باشند و بهره مند بشيم از انوار جمال ايشان و هنرشان .
والسلام
معلي آخرين دستاورد خوشنويسي ايراني كه متبرك و بر گرفته از نام مولي علي (ع) است خطي دلپذير و زيباست . خطي قانونمند كه در گذر زمان مسلما بيشتر از اين در ميان هنرهاي ايراني جا باز خواهد كرد . خيل مشتاقان و هنرجويان كه سوي اين هنر در حركتند خود گواره اين مدعاست . مشق هنرمندان اين رشته از احاديث ، آيات و روايات و اسماء ائمه اطهار اين خط را نيز مانند ديگر خطوط اسلامي در زمره ي هنرهاي قدسي قرار داده ، معلي كه تحت تاثير مولا علي (ع) پا به عرصه وجود نهاده به زودي در دل هر ايراني جاي خود را بدست آورده و اهل دل را مجذوب حركات ظريف و زيباي خود نمود . خطي كه هم داراي كرشمه و هم داراي عرفان است و هم قدرت نفوذ در روح افراد را دارد . . اين هنر زيبا محصول سعي و تلاش و خلاقيت استاد حميد عجمي هنرمند تواناي اين سرزمين است .

معلي گويي ساليان درازي است كه با فرهنگ اين سرزمين انس داشته با فرهنگ اين مردم گره خورده با اين مردم زندگي كرده و با ذوق و سليقه ي ايراني سازگار است . اين خط جوان كه محصول قرن اخير است حتما در تاريخ هنرهاي ايراني ثبت خواهد شد و ما باز هم افتخار خواهيم كرد به هنرهاي ايراني و فرهنگ ناب اين سرزمين .
يكشنبه ، ولادت حضرت امير و نمايشگاهي زيبا از خط زيباي معلي از هنرمندان خوش ذوق و جوان رشتياني و پاكدامن زينت بخش نگارخانه ي سوره ي تهران بود . جاذبه اين خط روحاني و تابلوهاي زيباي در اين نمايشگاه ناخودآگاه شيفتگان و علاقمندان را مجذوب حركات موزون خود مي نمود ، تركيب و فضا سازي اين خط بسيار زيبا ست . شايد بتوان ادعا كرد كه هر كلمه ي اين خط زيبا خود تابلويي مجزا ميتواند باشد و با هر كلمه ي آن ميتوان تابلويي را در معرض ديد قرار داد . و جا دارد سپاس و مراتب قدرداني و تشكر و تبرك خود را به اين دو هنرمند گرامي ابراز دارم هم بخاطر زيبايي آثار و هم بخاطر زيبايي و حسن انتخاب موعد نمايشگاه خط معلي و ولادت علي (ع) .
و اما در مورد مبدع اين خط زيبا سخني كوتاه از آنچه در اين سفر و اين ملاقات دستگيرم شد . استاد عجمي را از قبل ملاقات نكرده بودم و اين تنها ملاقات بنده با ايشان در همين نمايشگاه بود و از قبل بسيار دوست داشتم مبدع اين خط زيبا را ملاقات كنم و در اين فرصت اين توفيق دست داد . صميميت استاد با هنرجويان و خانواده هايشان زيبا و ديدني بود تواضع و فروتني استاد بسيار برايم جذاب بود و البته از مبدع اين خط زيبا جز اين انتظار نمي رفت . و خداوند را شاكرم كه فرصتي دست داد تا با اين عزيز هنرمند ملاقاتي هر چند كوتاه داشته باشم . و براي ايشان آرزوي سلامت و طول عمر از خداوند متعال دارم .
انشاالله اگر خدا بخواهد در آينده تابلوهايي از اين نمايشگاه در اين وبلاگ قرار خواهم داد تا همه عزيزان استفاده نمايند . براي اين دو هنرمند گرامي و همچنين استاد گرانقدرشان موفقيت بيش از پيش از خداوند منان خواهانم اميد در سايه الطاف الهي پايدار باشند .
قبل از خدا حافظي خواستم بعرض برسانم متن بعدي وبلاگم سفر استاد محمد حيدري خواهد بود به شهرمان بندرگز و دستاوردهاي هنرجويان و خود بنده از اين سفر پربركت ، استاد محمد حيدري شكسته نويس توانمند عضو شوراي ارزشيابي انجمن خوشنويسان ايران و مدرس انجمن خوشنويسان ايران شعبه هاي تهران و شميرانات است تا مجالي ديگر خدا نگهدارتان .








